تبليغاتX
حسابداری دانشگاه رازی
پاتوق دانشجویان حسابداری دانشگاه رازی

امروز که داشتم خاطرات سیاه وسفید ذهنم و آپدایت میکردم!به یه خاطره ی جالب برخوردم:

مطمئن بودم که حتی نمیتونستم یه سوالم جواب بدم .استرس بود که تموم وجودمو گرفته بود !

هیچ امیدی نداشتم چند بار به بچه ها گفتم بابا بی خیال ....!امتحانا که اختیاری شده ؟؟!!!

بیاین و امتحان ندیم .....!اما هیچ کدوم زیر بار نرفتن ........طفلیا حق داشتن...!بابا شهریور و

هوای گرم و زبون روزه! کی میتونه بیاد امتحان؟؟؟؟!!!

با یه کنکاش حسابی زیر چشمی یه جای خالی پیش یکی از مخهای کلاس پیدا کردم ....

مثل یه ببر درنده خودمو به اونجا رسوندم .....البته غرور اینجانب اجازه ی هیچ گونه التماسی

 رو به هم نداد که نداد....!!! مثل این که تموم سوالات و بلد باشم سرمو انداختم روی

برگه و به امید یه روزنه ای شروع کردم به نقاشی کشیدن!!

از چهل پنجاه سوال تستی دو سه تا رو بیشتر بلد نبودم که جواب بدم !!!

یه ربع بیشتر به آخر امتحان نمونده بود !دیگه داشت تموم سیمای بالا خونه ام اتصالی میکرد !!

آقای الفم که سرش و انداخته بود روی برگه و توی یه عالمه دیگه سیر و سفر میکرد!!!!

وای خدای من ......دیگه بدبخت شدم....تلف شدم....داشتم حساب میکرد اگه این درس بیفتم

مشروطم یا نه؟؟؟؟که یدفعه متوجه حضور پر فیض آقای الف شدم که در حال اشاره کردن بودند که

چه خدمتی از دستم ساخته س؟؟؟ آخ.........ه..........ی....خدا خیرت بده......بابا.......

هر چی اینفورمیشن داری بلوتوث کن بیاد!!!

عرض شود بدون اینکه خاطر استاد مبارک نسبت به سلامت من یه ذره خدشه دار بشه تموم

سوالات و کپی پست کردم و با یه پر رویی تمام یه دور دیگه چک کردم که مبادا

چیزی از قلم افتاده باشه!! و اولین نفر با غرور تمام برگه مو تحویل استاد دادم و  .....

حالا.... اگه بیست نشم نوزده و هفتاد و پنجی که میشم! خدایی حق ماست !ماکه خودمونو کشتیم

از بس که درس خوندیم! دیشب که تا خود صبح بکوب درس خوندیم!

خداوکیلی امتحانم که آب خوردن بود.............................................والا....!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 11:27  توسط حسابدار  | 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

(پسر عجب غوغایی!!!!!!

چی شده ؟؟؟؟ اتفاقی افتاده ؟؟

زلزله ست ؟!!!!!!!!!)

آره ! همه جا رو یه زلزله گرفته ! یه شور ! یه بحث! و .......

یه انتخاب.......!

آخرش کی رئیس جمهور ما میشه ؟؟ 

اصلاحی ها ؟ یا اصولی ها؟

آخ گفتم اصول یاد حسابداری افتادم .... اولین امتحانمونه ...اصلا نخوندمش...

وای مامان!!!!!!!!!!!!!

آخه مگه وقتی واسه درس خوندنم میمونه ؟؟؟ ..... شبه که با مناظره ها میره!!!

روزشم چون دیشب خوب نخوابیدیم! خوب..... واس کمی بخوابیم .... این حقه ماست

تازه مگه چیزی مهم تر از آینده ی کشور وجود داره؟؟؟؟؟ والا!!!!!

اما آخرش کیا ؟؟؟؟؟

چپی ها ؟؟؟؟ راستی ها ؟؟؟؟؟

"الله اعلم"

ما که کاره ای نیستیم !

نه چپی هستیم نه راستی! نه اصولی ! نه اصلاحی !

خدایا خودت  به آینده کشور و ما رحم کن!

الهی آمین

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:38  توسط حسابدار  | 

خدا بیامرزه پدر این کره ای ها رو که کوتاه و مختصر حرف زدنو بهشون یاد نداده...

انگار طفلی ها بلد نیستند منظور شونو کوتاه بگن!!!

هی بحثو میکشن ، هی میکشن ...تا آخرش خودشون یادشون میره موضوع اصلی چی بوده

و چی باید بگن!!!!

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود         به کجا بروم ؟بگو؟کوفته شد تنم !!!

یکی از نمونه هاش همین جومونگ ......از سال 57 شروع شده معلوم نیست کی تموم میشه!!!!

حالا که به مبارکی هر هفته دو بار پخش میشه! ما خوابگاهی ها هم که به شدت برای دیدنش

دست و پا میزنیم ..

مخصوصا خوابگاه ما که سالن تلویزیونش به بزرگی و وسعت یه 12 متریه !!!

با تعدا عدید و اندکی صندلی های سبز و قرمزو پایه دار و بی پایه و سالم و شکسته و

 سوراخ و یک عدد تلویزیون 24 اینج ظاهرا رنگی!!!!

خوابگاه ما 4 بلوکه که بلوک ما رو از جا کندن و از خواهر ، برادراش جدا کردن ! گذاشتن یه جا دیگه!!

جمعیت بلوک ما 100 تا 120 نفره و تعداد صندلی های سالن (سالن چه عرض کنم اتاق بچه )

از 30 عدد بیش تر نمیره!!!!

حالا اگه از این 120 نفر 80 نفرشون بخوان جومونگ ببینن ، با دو نفره نشستنو رو زمین نشستنو

آوردن صندلی های سالن مطالعه فقط جا برای 40  یا حداکثر 50 نفرمون هستش!!! 40 نفر دیگه

باید فاتحه ی جومونگ و بخونن و قیدشم بزنن......!!! باااااااااااااااااااای جومونگ!!!

اما........کمدی اصلی وقتی شروع میشه که اون شب قراره جومونگ پخش بشه ....

چشمتون روز بد نبینه!!! حالا هر کی زرنگه بره جا بگیره تا جا نمونه !!!.......بدو .......

از همون ساعت 5 و 6 عصر همه ی صندلی ها رزرو شدن البته نه با خرید بلیط!!!

بلکه با شیوه ای کاملا ابداعی و تکنولوژیکی!!!!

مانتو و روسری و کتاب و تراش و پاکن ، میشن مسئول رزرو جا و نماینده بچه ها !!! به همین سادگی!

بعضیا به نماینده ها احترام میذارن ولی بعضیا نه .....!!!؟؟؟

اینه که همیشه تعدادی از این نماینده های محترم اون گوشه ی پایین اتاق ولو شدن و جاشونو به

نماینده های دیگری داده اند!!!

از جا گرفتن و تورم و گرانی و اینا که بگذریم سلیقه ی بچه ها تو دیدن فیلم خودش یه ماجرایه دیگس!

بعضیا لامپو خاموش میکنن و می خوان با این تلویزیون کارتونی برن تو حس سینما !!!

اما بعضی دیگه داد میکشن که لامپو روشن کنین ؟؟!! اینه که هر هفته لامپ های بیچاره و وامانده ی

 سالن باید مرمت و عوض بشن .....................................!!!

بله........

به پایان آمد صبر ما.....حکایت همچنان باقیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 15:28  توسط حسابدار  | 

روز چهارشنبه آخرین روزی بود که توی این ترم به دانشکده میرفتیم ....

هوا خیلی گرم بود .... گل و گیاها و سبزه های دانشکده مثل همیشه زیبا بود .....تنها یه بستنی سرد

میتونست خنکمون کنه .... این بود که دوباره رفتیم تو بوفه ی زیبای دانشکده ... برای آخرین بار تو امسال

می خواستم همه چیز و خوب نگاه کنم .... یه شیر آب که روی یه کادر بزرگ روش نوشته بودند 

 " آب قابل خوردن نیست ... " و یه کاغذ که: " دوغ داغ موجود است " صندلی هاو میزای سال ۵۷ هم 

 میشه اینجا پیدا کرد ... همه سلام میرسوندن از مگس ها گرفته تا ....... "نه نمی گم"!!!!!

بعد خوردن یه بستنی مشتی تازه یادم افتاد که ای داد جزوه ی ریاضی رو ندارم !!!!

وااااااای مسائل حسابداری هم که ندارم!!!! چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟ امروز هم که فرجه شروع میشه !!!!!

در به در دنبال همکلاسیا بدو بدو ..... چاپلوسیو و قربونو صدقه رفتن و ایشالا جبران کردن و ایناااااااا!

تا آخرش پر یه دست کاغذای رنگا رنگ پیدا کردم که باید کپی بگیرم.. جهاد دانشگاهی که

 اصلا جوابمونو نداد... چاره ای نبود جز اینکه بیام  از تو دانشکده کپی بگیرم و کلی هم زاری و التماس و

تو رو خدا می خوام برگردم شهرستان و اینا!!!  : حالا باشه چون شمایین  تا ۵ ساعت دیگه آماده میشه !!!!!

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای مادر جان!!!؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!

چاره ای نیست !!!!  باید ۲ ساعت دیر تر برم خونه !!! لابد حکمتیه ؟؟؟؟!!!!!!

رفتیم زیر درخت توت نشستیم تا شاید ۵ ساعته زود تر بره ! تک و تاکی دانشجو از تو حیاط معلوم

بودن ! همه جا ساکت بود ! عمو صحبت بود که مثل همیشه با اشتیاق تمام داشت گلا رو آب میداد.

و ..........ما با کلی خاطره از امسال ......

"روحش شاد و یادش گرامی"

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 15:51  توسط حسابدار  | 

حسابداری در جهان نزدیک به ۶۰۰۰ سال قدمت دارد و تاریخ نخستین مدارک کشف شده حسابداری به ۳۶۰۰ سال قبل از میلاد برمی گردد. پیشینه حسابداری در ایران نیز به نخستین تمدنهایی بر می گردد که دراین سرزمین پا گرفت، و مدارک حسابداری بدست آمده با ۲۵ قرن قدمت، گواه بر پیشرفت این دانش در ایران باستان اس. در طول تاریخ، روشهای حسابداری متوع و متعددی برای اداره امور حکومتی و انجام دادن فعالیتهای اقتصادی ابداع شد، که در پاسخ به نیازهای زمان، سیر تحولی و تکاملی داشته است. ممیزی املاک در تمدن ساسانی(در جریان اصلاحات انوشیروان، به منظور تشخیص مالیاتهای ارضی، کلیه زمینهای مزروعی کشور ممیزی و مشخصات آن از جمله مساحت، نوع زمین و نوع محصول در دفتری ثبت می گردید.) و تکامل حسابداری برای نگهداری حساب درآمد و مخارج حکومتی در دوران سلجوقیان(نگارش اعداد را به صورت علایمی کوتاه شده از نام اعداد عربی، حساب سیاق می نامند.

حسابداری سیاق که احتمالا در دوران سلجوقیان تکامل یافته، روشی است که بر اساس آن، حساب جمع و خرج هر ولایت در دفتر مربوط به ان ولایت ثبت و در عین حال یک دفتر اصلی در مرکز نگهداری می شده است که خلاصه جکع و خرج هر ولایت به طور جداگانه در صفحات مربوط، در آن به خط سیاق نوشته می شده است. این روش در دوران قاجاریه تکمیل شد و کتب خمسه(دفاتر پنج گانه) برای گروههای عمده مخارج نیز نگهداری می شده است.

و نگهداری حساب فعالیتهای بازرگانی به حساب سیاق، نمونه های بارز و پیشرفته آن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 13:30  توسط حسابدار  | 

سال نو رو به همه ی بروبچ باحال  حسابداری دانشگاه رازی تبریک میگم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 15:23  توسط حسابدار  | 

حسابداري يک سيستم است که در آن فرآيند جمع آوري، طبقه بندي، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شکل ها و مدلهاي خاص انجام مي گيرد. تا افراد ذي نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برون سازماني مثل بانک ها، مجتمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده کنند. به همين دليل فردي که تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارش هاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش کافي نمي شود و بيشتر تراز حساب ها مي باشد. براي مثال يک حسابدار تجربي نمي تواند بين دارايي کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نمي داند که چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت کرد.از سوي ديگر يک حسابدار متخصص، در آينده مي تواند مدير مالي يک سازمان يا شرکت گردد يعني مي تواند به مديريت يک شرکت ايده بدهد که منابع موجودش را در چه راههايي سرمايه گذاري نمايد تا استفاده بهينه کند و يا اگر شرکت به منابع مالي جديد نياز داشت يک مدير مالي بر اساس دانش آکادميک خود مي تواند بگويد که از چه طريقي بايد تامين مالي کرد. و مجموع اين فعاليت ها خارج از توانايي يک حسابدار تجربي است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 15:13  توسط حسابدار  |